عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )

367

منازل السائرين ( فارسى )

باب احسان قال الله عز و جل : هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ . « 1 » آيا پاداش نيكوى و احسان ، جز نيكويى و احسان است . ذكرنا فى صدر هذا الكتاب ان الاحسان اسم جامع لجميع ابواب الحقائق ، و هو ان تعبد الله كانك تراه . در آغاز اين كتاب آورديم كه همانا احسان ، اسمى است كه جامع جميع ابواب حقايق است . و آن يعنى : خدا را آن‌گونه عبادت كنى گويى كه او را مىبينى . « 2 » و هو على ثلاث درجات : الدرجة الاولى : الاحسان فى القصد بتهذيبه علما ، و ابرامه عزما ، و تصفية حالا . 1 . احسان در تهذيب ، عزيمت مىباشد . مراد از علم همان است كه خداوند مىفرمايد : هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ « 3 » . و اين علم عزيمت بايد به گونه‌اى تهذيب شود كه مخالفتى با شريعت نداشته باشد . 2 . الزام در ذات هر حكم شريعت كه يك مسلمان به آن اعتقاد دارد و منشأ عمل واقع مىشود . اين حالت الزام ، امضاى حكم است كه قصد و عمل را به هم مىآميزد . 3 . قسم سوم تصفيه حال است كه اگر حاصل شود سالك از اعمالش لذت مىبرد . بعضى مواقع فقط انسان به عنوان تكليف ، عملى را انجام مىدهد . ولى گاهى انسان از انجام عمل لذت مىبرد . هرچه‌حال انسان بيشتر تصفية شود عمل او لذت‌بخش‌تر مىشود تا انسان به مرحله‌اى مىرسد كه حال او انقطاع ندارد و هميشه با خداست چنان كه در قرآن مىفرمايد : عَلى صَلاتِهِمْ دائِمُونَ « 4 » دائم در نمازند . اگر عبادت وارد فضاى حال شود دائمى مىگردد . اين ظرائفى است كه سالك بايد از آن آگاهى داشته باشد .

--> ( 1 ) . رحمان / 60 . ( 2 ) . اشاره است به حديث نبى اكرم ( ص ) كه از آن حضرت سؤال شد : ما الاحسان ؟ قال : ان تعبد الله كانك تراه ، فان لم تكن تراه فانّه يراك . ( اخرجه مسلم فى كتاب الايمان باب معرفة الايمان و الاسلام ) . ( 3 ) . زمر / 9 . ( 4 ) . معارج / 23 .